سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
169
طب در دوره صفويه ( فارسى )
اطلاعات بيشترى در زمينه استخوانبندى انسان دارد . او مىبايست كتاب ششم Epitom نوشته پل اجينائى را كه حنين ترجمه كرده بود « 1 » مىخواند و مطالب آن را فرا مىگرفت و اطلاعات خاصى از اسكلت انسانى كسب مىكرد . در آن ايام شكستهبند را مجبر مىناميدند . شكستهبندى كار بسيار مشكلى محسوب مىگشت و بهاء الدوله مىنويسد « كسى كه مىخواهد شكستهبند ماهرى بشود بايد نزديك استاد متبحر به كارآموزى و تحصيل بپردازد و روش او را بارها به كار ببندد زيرا شكستهبندى نوعى جراحى است و خطرناك مىباشد » . توصيه او كاملا بجاست زيرا شكستهبندهاى حقهباز نيز فراوان بودند ، افرادى كه از جمله ادعاهاى ايشان ، داشتن مايع معجزهآسائى بود كه بهبود شكستگىها را تسريع مىكرد . غياث الدين نيز به وجود يك چنين مايعى مومن بود زيرا مىبينيم كه نوشته است « . . . و ماء الجمه بهترين مشروبات بود كسر عظم را و آن آبى بود سياه بغايت متعفن و از شكم ماهى گيرند كه آن ماهى را جمه گويند و در بحر چين مىباشد و اگر صياد بر بدن آن ماهى چيزى زند در حال درست شود و از خواص آن يكى آن است كه هر عظم كه شكسته گردد مقدار دو مثقال در زمان درست شود اما بايد كه باز جاى بسته باشند و نگذارند كه به دندان رسد كه مضر است بدندان و علامت اين آب آن است كه چون مكسور بخورد در زمان احساس آن كند كه آن آب به موضع شكسته رسيده بلكه در زمان صحت يابد . فتبارك الله احسن الخالقين » . چنين تصور مىشد كه در دهدشت نيز داروئى با همين خاصيت يافت مىشود . از كوههاى اين ناحيه نوعى قير طبيعى به دست مىآمد كه فوق العاده ارزشمند تلقى مىشد تا جائى كه حاكم آن محل عدهاى را به نگهبانى از محلى كه ماده مزبور در آن به دست مىآمد گمارده و از فروش انحصارى آن عايدات فراوانى كسب مىكرد . گفته مىشد كه از اين ماده به خروسى كه پايش شكسته بود داده بودند و خروس در عرض 24 ساعت بهبودى كامل يافته بود . آلوس پزشك جراح انگليسى كه در ايران به سر مىبرد تصميم گرفت مادهء مزبور را روى مردى كه هر دو پايش شكسته بود امتحان كند . او در گزارش خود مىنويسد كه بيمار در تمام مدت درمان تب نكرد اما به اين موضوع اشارهاى نمىكند كه آيا استخوانهاى شكسته او زودتر از حد معمول به هم جوش خوردند يا نه . جراح شكستهبند نه تنها مىبايست اطلاعات كاملى از شكل و محل استخوانها داشته باشد ، بلكه مىبايست به طرز كار مفاصل نيز وارد باشد تا بتواند اندامهاى دررفته را جا بيندازد و استخوانهاى شكسته را در وضعى كه به طور طبيعى دارند در جوار هم قرار دهد . الجزيه
--> ( 1 ) - Epitom به معنى رئوس مطالب و فهرست است و در فهرست كتب ترجمهشده بوسيلهء حنين در كتاب عيون الانباء فى طبقات الاطباء كتابى به اين نام و يا كتابى كه باب ششم آن دربارهء استخوانها باشد مشاهده نشد ( مترجم )